طراحی جدول ۹*۹.وعدل عددی با موافقت ۳۶۹عدد =از جداوال و طراحی وفق های عددی متقدمین مسلمان.

بنام خدا .مسلمین اوازه ای بلند در علم ریاضی داشته ودارند. منطق مسلمین بر ثبوت اتقان ریاضی بود واستدلال یقین بخش را میزان قرار داده . هیچگاه در حقایق وجودی  از منطق .مشهورات .ظنیات وشعر استفاده ننموده اند . حقیقت برهان یقینی میخواهد . بلی .در عرصه شعر هم ادیب وتوانا بوده اند .ولیکن مرز . حقیقت جویی در کائنات را با هزل وشعر .مبنای برهان قرار نداده اند .از کتب بیشمار ریاضی -شیمی -فیزیک -اختر شناسی .حتی یک در جه ودقیقه را محاسبه نموده اند..این محک عقلانی .مرز بین علم وشبه علم را جدا ومتمایز نموده ومرز داران علم بزرگمردان اندیشمند  مسلمین بوده اند..در طراحی جدول های با وفق عددی حصر شده . چه در عرصه ریاضی وچه در عرصه اریتماطیقی علوم منتسب به علم اوفاق..در اساس از یک ریاضی مستدل مستفاد میشود لیکن کاربرد ان در  جهات متفاوت میباشد..میزان حسابان صحیح ونتیجه بخش میباشد . این میزان در کتابت تدریسی مسلمین قابل ستایش بوده دوری از خطای عقل وتدبر..منتظم نمودن علوم مترداف---وغیر اشتراک معنا ونتیجه  .واحتمالات .که احتمالات در محاسبات دقیق محلی ندارد..احتمالات خود حسابان دیگری را داراست ..برای جدول ۹ درنه ۹..از اعداد طبیعی صحیح وگویا . مورد اسفاده قرار می گیرد ..از خانه اول شماره گان مبتدا را اغاز نموده از 15+34+53+72+1+20+39+58+77=۳۶۹..در طرح عمودی از ۷۷+۶+۱۶+۲۶+۳۶+۳۷+۴۷+۵۷+۶۷=۳۶۹...سطر اخر جدول 67+48+29+1+81+62+43+24+5=369..از سطر اخر خانه اخر به سطر اول عمودی ۵+۷۶+۶۶+۵۶+۴۶+۴۵+۳۵+۲۵+۱۵=۳۶۹....در اعداد به قلب جدول ۱۵+44+۶۴+12+۴۱+70+۱۸+38+۶۷=369 واز جهت یمین به یسار 77+۶۸+59+۵+۴۱+۳۲+23+۱۴+5=369...ترتیب چیدمان اعداد با نظم الگوریتم  خاص خود صورت دهی میشود ..علت فعلی اعداد --علت فاعلی وصوری .ریاضی دان .وعلت غایی .نتیجه حاصل شده برای مقصد وحل مجهول .ومعلوم نمودن مجهولات .نه شبه علمی که خود فزاینده جهل است ..مگر میتوان نزد ابن سینا .بازی طبیبانه نمایش اجرا نمود..مثل ان نو مدرس که سعدی شیراز از تمثیل مواجه اش با بزرگ ریاضی دان سعس کوشیار گیلانی اختر شناس بزرگ . به نثر پند واندرز داده ..که نزذ بزرگان دانش زانوی ادب باید زد .سالها گوش بود..نه مثل کودکان ....اساتید بزرگ ربانی مستعدات را به شنیدن علوم ترغیب مینمودند .علم اموزی ..سالها بگذرد تا قطره ای در صدف لعل شود . زحمت خواهد تلاش ..تا میر کبیر .بهائ الدین عاملی شود ..نا پخته در این وادی بماند ..وخود خبر از خود نداند..بزرگان ربانی تحمیل نمی نمودند ..منیت را کنار گذاشته زانوی ادب زده درس وعلم فراگیریم .تا خالق منان عنایت کند . به مهذب نفس .علم عطا کند..علم نافع .علم خداترسی و کسب جنت خدا .نه سخط وغضب ان خالق یکتا ..ید الهیه او قهاریت بر کل هستی دارد .این علم انسان را مهذب کند .وفهم نماید .که بحقیقت انسان شدن در انست .و وعده اش بهشت خداست ..نه خدای ناکرده .از جهل عصیان کرده به مکر خدا .در افتیم . که خدا ان الله خیر ماکرین .است.نفس اماره به انسان رحم نمی کند..اخرش جهنم خدا .خسران دنیا واخرت است..ربانیون قرانی مدرس وتهذیب کننده نفوس بوده اند . تا بمدارج عرشی انسانی واقف .و قابلیت حاصل شود .زحمات انان را تضییع نکنیم .بخدا قیامت حق .تحمل اتش خدا نداریم . اگر لحظه ای خورشید تابش فزون کند ..این جهان وکره ارض جهنم میشود بالفعل ..با جهنم وعده داده شده قران عظیم چه خاکی بر سر کنیم ..بخدا بخودمان رحم کنیم . الهی توفیق ده که خودمان بخود رحم کنیم .غافل نشویم .دنیا دار فناست .اخرت منزل ماست .نه زینت های فریبنده دنیا..این مال برای کسی وفا نکند..بخدا ما لحظه ای طاقت دوری امام حسین ص را نداریم .پس گناه نکنیم . دوری از ان انوار خدا از جهنم بدتر وسخت تر است.. الهی بحق عطش اطفال امام عظشان کربلا ص.مار ا ببخش .در قیامت بی ابرویمان منما . به وجه الحسین ص. شرمنده صحرای محشر مکن. امان از سختی قیامت .

صور کواکب الزوفی -عبد الرحمن . اختر شناس سده سوم ۹ میلادی علوم ودانش مسلمین.

صور کواکب -عبدالرحمن الصوفی -الزوفی .سده ۳ هجری .رصد خانه فیروز اباد فارس .بسفارش.عضدالدوله.دیلمی

۳۰ اذر -۵ جمادی اول سال ۱۳۹۹ .-ش-۱۴۴۲.ق ولادت حضرت.زینب.س.گذر قمر ماه از نپتون.-روز.پرستار.

سیاره نپتون .تحویل هر هلال مدت ۴۰ سال واندی زمان میبرد.مدار لنگشی نپتون . درقیاس  حرکت حضیضی عطارد .ومتنوع حرکات کواکب متحرک منظومه خورشیدی ..با احتساب . یکسان .بودن میدان گرانش خورشیدی بر هر کدام از سیارات .تاثیر خاص خود را دارد . هشتمین فرزند خورشید   با داشتن فاصله ای به مقدار 4497000000 کیلو متر از مرکز منظومه وخورشید.و مدت گردش 164 سال .9 ماه..18 روز زمینی- با زمان چرخشی محوری 16 ساعت  و6 دقیقه  با قطر  استوایی در دائره عظیمه وبین النهار 49100 کیلومتر  مقدار جرم  17/2 برابر چگالی وجرم  زمین   با دمای منفی 200 سانتی گراد زیر صفر  با تمایل محوری .میل محوری 1 درجه 46 دقیقه و23 ثانیه با حجم 57 برابر کره زمین ..وسرعت گریز از مرکز .گرانشی جاذبه  ۲۵ کیلومتر در ثانیه ..و باز تاب نور خورشید .0/84 صدم . درای سه ۳ لکه  ابر سفید وروشن --لکه تیره به نارنجی --لکه تیره  که دارای تغییر شکل دائم میباشند بنا بر حرکت وضعی وانتقالی . ابر های گاز متان جو داغی وسوزانی برای نپتون ایجاد نموده . در این واکنش شیمیایی تابش نور خورشیدی وباز تاب ان بر گاز متان بر سطح نپتون - جذب نور قرمز افتاب توسط متان - وتابش نور ابی بر سطح کره نمایان است.- با نسبت دوری هشتمین سیاره خورشیدی .داشتن جو فعال  از یون های هیدروزن--نیتروزن---هلیوم  .خود معمای مورد پرسش میباشد .مقدار فاصله خورشیدی .و دینامیک جو .نپتون..با ترازالکترو  مغناطیس کره  نسبت به سیارات نزدیک تر به خورشید . ضعف میدان در قمر های نپتون --یعنی تریتون  که داخل مغناطکره  وارد واز ان خارج می گردد...رصد های نجومی صدای بر همکنش های نپتون را  با اورانوس نزدیک دانسته .با اختلاف ۵۰ درجه  از محور های مغناطیسی . حلقه های نپتون --بیرونی n... /۶۳ ..n/53...n/42...با پهنای 2500 کیلومتر ---اقمار گالاتیا --دسیوئینا---در لبه حلقه های ۵۳ و۶۳ میباشند ....اقمار کوچکتر قطعات جرم های کم چگال تر در حلقه نپتون ---پروتئوس---لاریسا----تالاسا---نا پاد --در رصد های نجومی نامگذاری شده و قمر -نرئید  بیرونی ترین قمر با فاصله 5511000 کیلومتر از نپتون  باقطر  340 کیلومتر  مدار خارج از مرکز .مورد رصد قرار گرفته .ویجر ۲-- در جدول های رصدی هر یک از  اقمارنپتون  هم . محاسبات جدیدی ارائه شده .

شجره نامه حضرت عبد العظیم .حسنی .اندیشمند بزرگ ال رسول الله.ص.جامع حکمت الهی.تالی.تلو .معنوی.امام.ص

بسم تعالی .شجره حضرت عبدالعظیم به نص کتاب المجدی نسابه مدقق . نام پدر ایشان جناب عبدالله -فرزند علی سدید -فرزند ابومحمد حسن حسنی -فرزند ابوالحسین زید که در ۹۰ سالگی فوت نموده جناب ابوالحسین زید برادر عبدالله بن حسن شهید کربلا میباشد. که زوجه سکینه بنت الحسین ص عطشان کربلاست..یعنی عموی بزرگوار حضرت عبدالعظیم از شهدای والا مقام کربلاست . وابوحسین جد پدری جناب عبد العظیم فرزند الامام الحسن المجتبی .صلوات الله واله میباشد.ایشان با چهار واسطه فرزند امام.ص. معصوم میباشند . از ال بنی هاشم . ایشان چهار امام معصوم را درک نموده اند .در کودکی السطان علم .ثقل اعظم اسم یا علیم .مسمائ منسوب اسم مستاثر خدا .الرضاص .مدفون به ارض طوس .شهیدا مسموم . الامام الجواد .فلق وشکافنده علم الهیه .که به صباوت علم الهی را امام بوده وعین نور محمدیست .ص. الهادی ص .هادی للمضلین .صراط مستقیم . کوکب دری درخشان غایت انسان کامل .جد بزرگوار حجت بالغه حق .قائم بامر الله ذخیره الله ص .والحسن عسکری .ص.امام مظلوم ومسموم .به جور متوکل .ملعون .با شدت مودت این ثقل علم ونورانیین عرش هادیین الی الله .ص. یک کوه ستبر ایمان وایقان وعلم ودانش .در عصر خود بشمار میامده . ثقه ومورد اطمینان امامان معصوم بوده .بدون هیچ ..خدشه ای .امامیه اثنا عشریه . در مواجهه با تمام فرق التقاطی ومشوب .مناظره ومباحثه علمی داشته .با ادب اداب الله وسیره ال نبوت . با زبانی نرم وقلبی مشتاق هدایت مردم ..انچه از امامان مطهر خود دریافته وهدایت محضه بوده در ثواب زیارت انحضرت . همین نکته که اجر .زائر امام عطشان .ص.کربلا را داراست .نشان بزرگی شان او در نزد نورایین عرش را دارد.// زیارت نماییم ز طوس .ز خاک .جنات نعیم .ز بارگاه علم الیقین .علی ابن موسی الرضا ص سلطان .شرع ودین .ص .که ما ..غلامان درگاه رضا ص....سلام اوریم بر شاه عبدالعظیم ...که محتاج .ومفلس دراین خاکدان جفا .....مگر که عنایت کنید ای ال هدا ص.... شفاعت نمایید به یوم الجزا .به سکرات .موت .قیض قبر .....به رسوایی .اهل حشر ..ای وای از شرمساری روز قیامت ..ابن رسول الله الشفا شیعتی ..والشفاعه .کل محبین فی عالم..

چو.اعظم .اسم حق .منجلی.شد.حسن.ص.نورش.به.عالم.جلوه.گر.شد. عبد العظیم حسنی.

از بذر تا گندم شدن -گندمی تا نان شدن - نان تا نقطه نطفه اعلا شدن -انسان.شدن.این.زمین.توست./انجا.چرا

گوییا بذر  تو در سرزمین اغیار کشته شد .....ابیاری باغبان در کویرستان غریب اهشته شد .......این زمین مهد بزرگان تو هست .....تو نگر نطفه ات از خاک تو هست ........سالها رنج بردند نیاکان تو از بیداد اغیار زمان ......که ببار ایی  شکفته گل برایی بیارائی خاک خود ........دل وجانت سراسر خاک این وادیست .....که بوسینا -بیرونی -خوارزمی پرورد ........ حیان طوسی .رازی . نصیر- غیاث -اورد ......مگر منزلگهت یادت رفت ای هشیار .....مگر طوسی -فردوسی -ثابت -هیثم -........تن به غریت اغیار دادندو علم داد وستد کردند .......وجود علم خود بهر خاک طینت خود فدا کردند ..... ندادند ذره ای  گوهر از ذات خود به اغیار بدمست ......نداند علم بدست .زنگی بدمست......که علمت را علم سازند بر بیچاره گان وخیل رنجوران ......کجا دیدی .که یک اخگر پروین .خاک تو ...... فروشد علم خود بر جهان سوزان .......کجا دیدی بو  سینا شفای فرعونیان خواهد .......کجا دیدی غیاث کاشانی .خاکت به اغیار علم بفروشد ......ز علمش بسازند اتش خرمن سوز رنجوران ومظلومان .......تو ز اغیار چه ها دیدی .جز جور وجفا ....جز اجساد اطفال بی پناه انسانها ......مگر هیثم دانشش طفل سوزی بود ....مگر رازی علمش سم فروشی بود .......بسازند سم ها کشند هم خاکان تو.........کجا گز راهه بیراه راه توست ....ز علمت غرب بی شرم  جفا میکند بر اهل خاک تو .......بی وطن نا بوده .نیستی ای ........چه گویم از ماهوی تو چه ارزان میفروشی علم خود ......به اغیار پلشت و خود خواه ویرانگر ....شده دانایی تو .تیغ بران بر گلوی اطفال ........خاک تو . خاک شام .خاک عراق .ترک . اوراه گان سرزمین پاره پاره ابراهیم -یوسف .جمع رسولان قدس........چه خواهی از تجمل های دنیای فانی .....مگر جز حفره ای قبر نصیب بیشتر خواهی برد .......مگر جز پاره ای کفن بیشتر خواهی برد .....نمی دانم چسان عقل دانایت ...جواب فروش علم انسان سوزت ....به خلاق شعور علم مطلق را چه خواهد داد.......به خلاق .اب .اسمان .خاک .کیهان پر انجم ........بتو علم اعطا نمود .که تیغ .اتش کنی بر حلق مظلومان ......علم بر تو ارزانی داشت ......بر باد دهی فطرت پاک خدایی را .....نور داد .ناری شوی بسوزانی بی پناه هان را ......اگر فطرتی مانده بهر تو از خدای اسمانها ......تدبر کن تامل کن .که این علم را به که خواهی داد .....به انان که خاک سیه .کیمیا از بهر رنجوران کنند.... یا به تیغ داران مست زنگی .که جهان را با علم تو اتش زنند ......خدا بوده .خدا هست میبند .همین دانش بر خیل رسولان داد . پیر ان دانا .که نان دهند خلایق را ......نه ان.سان که تو شان علم بفروشی اباد سازی دنیایت ......وویران کنی .خانه دل شکسته گان . بی پناه هان دنیا را ....این شان وقداست علم است ای علم فروشان به غرب .یهود و جهود پست اطفال کش .تامل تامل قیامت نگر باش . دنیا گذراست .وفانی .تو که دانایی بهتر دانی .

منتظران .عاشق دیدار تو ..جمله ملک واله .وشیدای تو .نور دوچشم.حسن.العسکری.ص.این.سر.ما.خاک.ره.پای تو.

جلوه گران جلوه حق دیدند ....در همه ذرات جهان .نور هویدای تو .....زد شرری بر دل دلسوز دلخستگان ......منتظرانند ..که هجی کنی ..اسم عظیم خدا متجلی کنی ......ای که تو مسمائ اسمائ ظهور ...ای  حسن .حسن ....جمال ثار الهی .جمله جهان.جلوه گر حق تویی ........واحد حق گر به سخن اید توراست......منشی انشائ گر قران تویی ....تک .تک ایات خدا .نطق توست.......عین ظهور  ذات مستاثر نام توست....طالع خورشید ..ز تو مطلع انوار شد .....اسم خدا ز جان تو افشائ شد .....نور دو چشم حسن العسکری ص......قائم قیومیت .اوصاف سرمدی ..... ماه .وقمر . کوکبان .معتکف کعبه صاحب زمان ص.....اصل .دوام همه ایجاد کون ومکان ....شاه شریعت .ناطق قران حق .....کی بشتافی ز در غیب حق ......خسته دلان  زار .نزار  از هجر تو........شاه بیا که همه زاریم بی لطف تو .......منتی ای فرزند تشنه کربلا ص.......لطف نما .شیعه شده بی پناه ........شیعه همان جانفدای علیست ص......ذکر .دوامش به بنت النبی است س.....شیعه همان داغ دشت بلاست .......نام حسینش ص همه جا .در ولاست .....رحم نما ای شه خوبان که راحم تویی ......پرده در همه ظلمت تویی.....دین محمد ص ز تو ابقائ شود .....نام علی ص .به عالم .کنت مولا شود.....منتظران .عاشق دیدار تو ..جمله ملک واله وشیدای تو.نور دو چشم حسن العسکری ص. این سر ما .خاک ره پای تو ......جم همه ذکرش نام بابت حسین ص ...لطف نما .شافع یوم الجزائ .الشفاعه . از سکرات موت تا وحشت قبر ..رسوایی قیامت.

ولادت حضرت امام حسن عسکری . ۸ ربیع الثانی . سه شنبه  ۴ اذر . بر شیعیان ال محمد ص متبرک باد.

سخنان گهر بار اول ما خلق الله عقلی .عقل محمد ص.وعلی.ص. در اجتناب معاشرت با نادانان./

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ في وصيَّتِهِ لابنِهِ الحَسنِ عليه السلام ـ : يا بُنَيَّ ، إيّاكَ و مُصادَقَةَ الأحمَقِ ؛ فإنّهُ يُرِيدُ أن يَنفَعَكَ فَيَضُرُّكَ .حديث امام على عليه السلام ـ در سفارش به فرزند بزرگوار خود حسن عليه السلام ـ فرمود : فرزندم! از دوستى با احمق بپرهيز؛ زيرا او مى خواهد به تو سود رساند، اما زيان مى زند .

هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق. سید خوش الحان عشق.مجذوب دادار عشق.استاد حکمت.وتهذیب.صاحب.المیزان

از دلِ آن روز که من زاده‌‏ام داغ بدل بوده و دل داده‌‏ام‏ تا به ره افتاده‌‏ام از کودکى هیچ نیاسوده دلم اندکى‏ شهر و ده و سینه دریا و کوه گشتم و بگذشتم و دل در ستوه‏ رحل بهر جاى که مى‏‌افکنم روز دگر خیمه خود مى‌‏کَنم‏ شاهد مقصود ندیدم دمى هیچ ندیدم خوشى و خرّمى‏ چرخ نگردید بکامم دمى قرعه نیفتاد بنامم دَمى‏ از کف و از کاسه گردون دون برده‌‏ام و ریخته‌‏ام اشک و خون‏ من که نبودم به رهش خار راه کوشش وى را ننمودم تباه‏ جرم من این‌ است که آزاده‏‌ام وز رقمِ تیره دلى، ساده‌‏ام‏ دوش به یاد دل ویران شدم چون خط ایّام پریشان شدم‏ عاقبتم سینه غم تنگ شد پاى شکیبائى من لنگ شد شمع به دستى و به دست دگر ساغر و مینا، شدم از در بدر نیم شب از خانه گریزان شدم گاهِ سحر سوى گلستان شدم‏ گاهِ بهار و شب مهتاب بود خرگه گُل بود و لب آب بود جشن بُد و شیوه سرو و سمن کرده پر از غلغله صحن چمن‏ بر سر هر بوته گلى، گل زدند پاى سمن زیور سنبل زدند نغزْ نسیمى که ز خاور وزد خود لب گل، گل لب نسرین گزد رقص کنان نسترن و یاسمن چنگ زنان، چنگ زنان چمن‏ تازه عروسان چمن گرم ناز پرده در افتاده برون جسته راز مرغ سحر هرچه به‌دل راز داشت چون نىِ بى خویش در آواز داشت‏ ما بغُنودیم بیک کُنج باغ من خودم و شیشه و جام و چراغ‏ لیک دلم چون خم مى جوش داشت شاهد اندوه در آغوش داشت‏ بسته لب و دیده و گوش از جهان گرمْ سر از تابش سوز نهان‏ چشم و لبى را که ز غم بسته بود گریه گهى خنده گهى مى‌‏گشود دیدم و پروانه به گرد چراغ گردد و بزمى است دگر سوى باغ‏ لیک سراسر همه خاموشى است جلوه‌گه راز، فراموشى است‏ در دو سر باغ دو تا جان فروش این به‌طواف آمده آن در خروش‏ عالم پروانه همه راز بود عالم بلبل همه آواز بود گفت به پروانه خامش، هَزار هان تو هم از سینه نوائى بیار با دل پر سوز ترا تب سزاست در جلوى ناز نیازت رواست‏ گفت به مرغ سحر آرام شو بسته دامى، برو و رام شو راستى ار عاشق دل رفته‌‏اى این همه از بهر چه آشفته‌‏اى‏ گفت مرا یار بدینسان کند بى‌خود و بى‌تاب و پریشان کند گفت بگو زنده چرا مانده‌‏اى تخم وفا گر به دل افشانده‏‌اى‏ صاعقه عشق به هر جا فتاد نام و نشان سوخته بر باد داد یا به دل اندیشه جانان میار یا به زبان نام دل و جان میار پیش نیاور سخن گنج را ور نه فراموش نما رنج را فارغ ازین پند چو پروانه گشت از دل و جان بیخود و بیگانه گشت‏ خویش بر آتش زد و خاموش شد رخت برون بُرد و فراموش شد

انسان.کامل .مستجمع کل اسمائ وکلمات الله.عین.الله.اذن.الله.امر.الله.وارث مناصب.اسم.مستاثر.خون.خدا.ص

از هر کتاب . وهر دانشی ..گزاره ای تقدیمی است..منازل قمر در کتب منجمین متقدم ./حقیقتا.ماه.لازمه.ارض.

بسمه تعالی در هر جزی  طبیعیات وعناصر . قمر ماه از اجزای لازمه اجناس سیاره ارض است . .نبودن قمر ماه .بخش حیاتی و زیستی کره زمین را دچار خدشه مینماید ..جاذبه ماه .جذر .ومد .سنتز .نباتات . واجناس کلیات خمس .از جسم تا .انسان. در کتب متقدمان دانش . برای قمر ماه .مواقع .ومنازلی  برحسب واقع طبیعات وضع نموده اند. در تقسیم دایره البروج  به دوازده قسم مساوی . ونامگذاری هر برج به صورت فلکی . از ابتدا حمل تا حوت نامگذاری نموده .در طرح جدول سطری طولی منازل قمر .ومقابل ان قطر  نام نهاده اند. بیوتی وخانه هایی که زاویه به زاویه  در سطر طولی یا در قطر قرار گیرند. حروف .بیست هشت گانه .  بسان  منازل قمر  حصه ومنزلی را داراست. در محاسبه دوازده برج ۱۲ .به هر منزل .دو وثلثی حرف تعلق گیرد. در طبیعت ومزاج حروف منسوب به همان منزل است. بلکه هر حرفی دارای طبیعتی است از ارکان چهار گانه .خاکی .بادی .ابی .اتشی. مثال . شاخص حرف الف .ا. در برج حمل در خانه شرطین --حرف با --در منزل بطین ---ثلث جیم در منزل ثلث ثریا است..مابقی جیم در ثور برج بعد از حمل ثلثان ثریاست .وحرف دال -در منزل دبران  وحرف /ها /در منزل هقعه ---مابقی حروف ..تا غین --در منزل دشائ---منازل به عبارت ردیف حروف از هقعه --هنعه---ذواع --نئره --طرفه---جبهه---زبره---صرفه ---عوا---سماک ---غفر--زبانا---ثلث اکلیل---قلب----شوله---نعایم---بلده---ذابح---بلع---سعود---ثلثان سعود ---اخیبه---ثلثان مقدم---موخر---وشائ---از هر ۷ حرف بیست هشت گانه تعلق به عنصر هم طبع خود دارند..۷ اتشی---۷--خاکی--۷ ابی --۷ بادی --حروف اتشی وناری .اهطمفشذ---هوایی وبادی بوینصتض---ابی .جز کسقثظ---خاکی وترابی دحلعرخغ-- در اختیارات نجوم .استرولوزی .طبع وحیاتین حروف را اساس قرار داده اند.واین قرار داد است. چون منازل سیر متحرک شمس وثابت زمین وارض است در واقع نوسترلوزی اختر واقع. ثابت شمس . ومتحرکه الحرکه بودن زمین است..حال انان .که بنا بر قرار داد حرکت شمس در بروج را مفروض دارند ایا حقیقتا شمس حرکت دارد یا از ثوابت است..این در محاسبه وتراز های کلی ..با ثابت شمسی ..ترادف وتناسب حسابان نداشته . .حال به هر مطلوبی رسد .مطلوبی است نه وجودی واقع .بسان جفر .وجمل قرار دادی .وافتراق ان با اتقان ریاضی .حروف سبحانی که بشری نیست بلکه حروف تنزیل الهیست ..ان قرار داد بشر است .واین فرامین .عالم امر است. افتراق از بشر اضعف در عقل دنیوی .تا عقل فعال مدبره کلیه .که همه در ظل اراده اوییم..احاط بکل الشی .خداوند عظیم است . نه تدبیرات اضعف بشری ..انجا که توصیف احصائ وجود کل الشی .به قلب مقدس امام مبین ص قران موید است. بشر اضعف در تدبیرات .چه تواند تدبیر کرد .شمس نیر نور را با فانوس میتوان قیاس نمود. الباقی صفحات بعد تقدیم میشود.

الهی بحق .احمد ص.علی.ص.بتول.س..حسن.مجتبی.ص.حسین.شهید.کربلا.ص. الشفا.کل محبین.

الهی بحق خمسین نور ..سموات اولا....بحق جبرئیل ..ملائک کل ارض وسما ی.....شفا بخش یکتا . نظر بر محبان .نما......خدایا  .درد مندان را شفا .و  غمخوران ..بیماران....خیل ..طبیبان . پرستاران...قوت عنایت فرما ..خاندان واهل و آرحامشان در حصن الهیه خود حفظ فرما ...چه گلهایی از گلستان .تیمار گران  و بیماران ..جان نهاده . و پدر وما دران بزرگوارشان داغدار شده اند. بحق عطشان کربلا .ص بلا از  کل شیعه دفع فرما ..بحق قسم ..آزار این طبیبان ..روا نیست ..عقل .انسانیت..رعایت حال  همسایه و بیماران است خدای ناکرده کسی را بیمار نکنیم و خانواده آنان را داغدار نسازیم .

شمس تویی . مه دلربای .بطحایی ما ..جهل زدودی .ز جهان . ز سطوت .علم قرانی حق..میلاد.متبرک.بر عاشقانت.

جذبه حسن ازل داشت كه ديدارش رااز خداوند، طلب حضرت موسى مى ‏كرد خضر از خاك درش آب بقا مى ‏طلبيد عيسى از او لب جان‏بخش تمنا مى‏ كردكاش آن كعبه مقصود در عالم، اى دل ز كرم گوشه چشمى به تو و ما مى‏ كرد...                                                                 صادق خورشید علم ص

صدق گویان .صادق صدیق نور خدا .روشنا فرمود .راه انبیای .علم ذات را حق استجلا نمود.میلادش.مبارک.

یوسف.کنعانه تویی.هم.گل .ریحانه تویی..مست.من.از زادن .تو .هست.من از لادن.تو..کو بکجا .راه.فتد.میلاد.م

ز خراسان .تا وادی ایمن بطحائ ..ذره ها .بحر ها ..عشیقان.عشق.بازی.با.نامت.میکنند.یا .محمد.ص.یا.رضا.جان

 این شه بخراسان .که رضایش گویند .ص........به دبستان ولایش.انبیائ.اوستادش.نامند.........موسی از قبس انوارش .شد کلیم ناطق..........عیسی .از انفاس خوشش . روح دمد در جانش......نوح  از بحر بلا . با رضا گویان.یافت امان........ان خلیلی که به اتش . برد سلامانی شد ......ذکر اکبر.نام.اقدسش رضا گویان.شد..........این وان ..احمد ص مختار بجان .شرب طهورانی ما ..شاه خراسانی ما .....وسقاهم ..ساقی ربانی شد.....ما همه مست ز صهبای .عشقش .....من چه گویم همه ذرات جهان واله شیدایی شد ......نام احمد .ص.که خراسان گویند.......شه ما .ساقی ربانی ما شمس شموس .عمرانی شد .....بخراسان .با سلطان دین رضا ص گوییم همه.....دلبر .دلربای ما ..میلاد پر تبرکش. ارض وسما ئ نورانی شد.......ما شفا .شافی خواهیم از رسول بروجه رضا ص.......یا شفیع حشر والقیامه .بحق الرضا ص.

به جهان شهره .امین .دادار شدی ..جمع خلقت بگردت هلهله زن ..یا محمد.ص.محبوبه ..خالق.زیبا.شدی.

انسان.کامل.کعبه.اسمائ الله.مستجمع.جلال.وجمال.الهی.بر تمام عاشقان.محمدص.شفا.وسلام.خداست.

ساختار الکترونی کبالت .۶۰/پرتو گرافی

رصد پرتوی گاما در تاریکی مطلق .

موجودیت-زمان-در دستگاه عقل  و شاخص های ان -وطبیعیات.معقول محسوس --محسوس معقول.

بنام خدا . مفروض موجودیت ظرف زمانی برای مصادیق محققه واقعی.وتعین یافته در وعائ نفس مدرک وادراک کننده واحد از منظر معیت زمانی علت شی .ومعلول مخلوق است. به عبارتی علت .از معلول خود زماننا منفک نبوده./در صورتی که علت برایش زمانی معنا نداشته باشد . مثال .سیر عقلانی از جزییات .ورسیدن به واحد کلی . این سیر در مستعدات عقول . لحظه ای .ودر اضعف طویل است.مثال مادی برای مجرد از ماده قیاس .بالغیر است نه بالذات.ولیکن در عالم ماده چاره ای جز اسناد به طبیعیات مقدور نبوده. /زمان انحنای ریز ترین مکان .از منظر ساختاری فیزیکی شی .رصد مکان ذره بنیادی . وزمانی که ذره به ایستایی در دفرم .مادی خود قوام وحیات دارد . ذرات تشکیل دهنده جهان ماده .از بی نهایت خرد .وکم جرم .تا بی نهایت حجیم./چگال/ زمان سپری شده سیر نور ثابت خود را داراست .۳۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه .-زمان وبستر وگستره صوت ثابت خود را داراست .به عبارتی مفهوم مصداقی زمان در هر موجود .ذاتی ان موجود است .ذاتی نور زمان سیال تر را دارا بوده وصوت .مقادیر مشخص دارد. زمان در گستره جهان طبیعیات .متناسب با طبع وجود ماده-صورت - است .نه فراتر ..هر چه ابعاد ماده -اوسع تر باشد ..رصد ابعاد .متنوع تر .ایا زمان یک ذره /بنیادی .که دائم گرانش بدور هسته واحد وجودی خود است .سریعتر بنظر اید .یا زمان تواتر شعاع نور .با امواج نور . یا کهموجها ی مستقیم یا مستدیری .رادیویی ../انچه مد نظر میباشد .زمانیات  ومدیات . برای هر شاخص وجودی ومصداقی دارای .نسبیت بوده .بدین سان نیست که یک درخت .در نمو ...همان زمان نطفه انسانی .وهسه .حیاتی .دگر موجودات را داشته باشد .ایا زمان کیهانی .با زمان منظومه شمسی در یک واحد بوده .ایا .پرتو ها وشعاع های . تابشی . انواع جرمهای .رادیوم ..استرو نیم -روبیدیم-راد فوردیم  و زمان گسیل .تابش های الفا --بتا ---گاما --واشعه نوترونی .همتراز ویکسان هستند..ایا زمان فتو سنتز کربن ۱۴ در سبز نیه ها  با دگر نباتات یکسان است. جهانی سراسر بالذات در صیرورت .وسیلان وجودی .ونو زایی . نسبیت عام . بنا به کمیت ها وبر دار ها . وماهوی های چیستی ذرات .یعنی کیفیات وجودی نه صرفا کمیات .وقواعد .قوه .واستعدات وفعلیت های بظهور رسیده ..با تراز تعین های خود .قابل رصد ومحاسبه میباشند. زمانی جرم وانرزی -پایا ومحاسبه طولی را دارا بود . و زمانی ماده جهان کیهانی  را فراتر از سعه انرزی ان پنداشته .ومعاصرین .با ماده حداقل فراترین انرزی وفعلیت را محاسبه نموده اند.حکمت عقلانی یک تناسب پایدار را در جهان طبیعیات .نه مجردات /ان عدمهای مفروض فعلی ساختار شناسان یا فیزیک والحیل که ناشناسا فعلیت رصد انرا به اینده موکول نموده اند. چون ان نا پیدا ها اثار مصداقی وجودات فعلی را دارا نیستند واین بسیار منظر های کثیر در جهانهای .پارا دوکس وشبیه نما -موازای -وبسان یک کلاف پر خمش .خمینه های هندسه بدون ماده .هیولانی فاقد ماده. وهزاران سوال فیزیکال بی پاسخ کیهان موجود بطول 93 میلیارد سال نوری  کمیتی از محاذات مجهول .کدامین سو فوق .تحت .یمین یسار .کجایی موقیعیت حقیقی کیهان زمانمند موجود ./ مفروض هر موجود = زمان ان موجود ..مفروض موجودات در زمانیات دهری ثابته .متغیر در این جهان بالذات -ز انسو متغییری = با ثابت کیهانی  و ادراک بیشمار مصادیق وجودی وماهیتی فراتر از رصد فیزیکال معاصر . دور نیست ان تصورات متقدمین برای تصرف سماوی .وتحقق فعلی ان که بدور از اذهان غیر مستعد بوده واستهزا در پی داشته .ولیکن مصداق یافته ..عقل در وازه های صعود دانش را گشوده تر از علوم معاصر میداند..یعنی خلاق هستی .شعور مطلق .ثابت غیر خدشه. خالق هستی ها . انسان را فراتر از این خواهان است . پس تحقیق پزوه حکم نمی دهد ..حکم حقایق وجودی دائم در رصد .جهانیان وذی عقولان است . عقل باید .تا نماید راز هستی ها .برون از اختفائ ..و خوش وزیبا ان دستور بایسته .خلاق.وجود. یستمعون القول فیتبعون احسن.

کجا.یابم نشان .از خانه اش..طبیب .دردی کشان.میخانه اش..خدا در جلوتش بنموده روی.خدای.من.نشانم.ده

کجا یابم نشان از خانه اش ....طبیب دردی کشان میخانه اش ...خدا در جلوتش بنموده روی ....خدای من نشانم ده کوی .بیت او...........همی دانم .که این گویا زبانم .از .ذکر اوست ..... شهود .بصر دارم .که بینم .بذات ذره ها .....نمود .نور او ........شده .خاک جهان .قبرم .تنم.خاکی ....بپروازم .به عشق نور او .....چه شیرین شهدین است عهد وصل او......به جوف ذره ها بودم .ندایم کرد ....شدم روحی تحیر از ظهور او ......بدل .وجان .قلب .طی نمودم همه عمرم بیاد او.......یکی نقشش .گل احمد ص.....دگر رویش .رضای مرتضای ص.او .....چو ماندم در حیات .حسن.مجتبای ص او.......زدم اتش به هستی ایم .وجودم چون شرر پاره ......ز حاق جان و.فواد هستی ام . .....زدم بر گنبد  مینا .همان دم که دیدم .حسینش ص را......گداخته .ذره های جان .وروح من .....نمانده طاقتی بهرم مندک گشتم از لمعات انوار ش ......حسین جانم .حسین جانم .حسین جانم.ص.......نماز .وصلاه من .حیات .وفات من ......غم .شادی ..حباب هستی .هیچم .......فدای .یک نظر گاه جمال تو...... ز مادر شکوه ها کردم ..ندارم طاقت داغش ......در این وادی پر هیجا شده دیده خونبارم ......حسینم ص کو .کجا بوسم نای پر خونش ......کجا بوسه زنم .سینه گلگونش......ایا مادر .تمام عمر میسوزم ندارم ذره ای ارام .......شدم ساکن بدشت نینوا مادر .حسین.ص گویم حسین.گویم....اسیرانیم اسیرانیم حسین ص .اطفال او......شود. اید بهنگام جان دادن .حسین ص من حسین ص من.

یادقد .رعنای تو .به دل وجان.افتاد..شهنشه.وجود.ص

یا د قد رعنای تو .به دل .وجان افتاد .......تفتان.دشت وبلاو.سر بر سنان .شه عطشان افتاد.ص........دانی که چرا هر که دل دار شود .شاهی بگدایی .نظر باز .شود.........بدم بکربلایش ببرد وز خاک.خون خدا .شفایش بدهد......یوسف کمگشته ما .منزل خون خدا دارد .جای......فی صلاتهم دائمون ./الفاتحه الکتاب خصصت منی .علی.ص./...دل به حسین ص. ذوالفقار مولا دارد .او ....مهر ورزی .با منکسران ضعفائ دارد شاه......لحن سدید با ستم .بی.دینی.ضلال دارد .شاه.......انگه که ندای اسرافیل اید.نور .مهدی.ص.یکسره جهان.پاک.کند........شاهان بر افتند ..خدا .امامت مهدی ص اغاز کند....در ان نفس که بمیریم در ارزوی تو باشیم ..یا یوسف عطشان کربلا ص.

جشن.صافی دلان..امروز تاج کرمنا بنی ادم.از.شه.لافتا.علی.ص..بسر .اعدل.عادلین.امام.مبین.مهدی.موعودست.ص

یوسف کنعانه تویی ..هم گل ریحانه تویی ....مست.من از عاطر تو ...هست من از هستی تو......شاها ..بر مزه ها بار .زنم .سر به رهت دار زنم ..کی به تو دلخواه فتد.....تاب .وقرارم برود .حال نزارم .برود .دل چو بدرگاه فتد.....شاها . کی به شبم ماه فتد .../یقین امام خدا تویی...بذات حق قسم .که عین شه کربلا ص تویی/

تو میزانی .المیزاب . از هر رجس .پاک..بعصمت زاد .عاصم الذات .چو بنهاد .زهرا.س.المهدیت.نام.ملجی.کل.اق

تمامی .مقصد .برهان علی ...هدایت باشد اندر تجلی ....چه تکوین .کل کائن بود منظور انسان کامل ...چو فیضیان عنایت ز حق شد ....صور ها . صبغه ها . تابع .عقل کل شد.......نمود عقل کل .جلوه .توحید ...همه اسمائ حق را تجلی .....نموده نام اورا .هادی المهدی.ص......همه شان الهی در جلالش .....همه اصوار نور .اندر جمالش.....چو عقل کل .بساطت یافته از اعیان اول .....بنور احمد .ص.ال .محمد ص....شده خاتم براین برهان علی ..محمد.مهدی.ص.از ال الهی......جهانبان جهان .شاهی . ولیی  ....ز فرزندان علی ص......اورد وصیی .چون نامی .خواست .مهدی ص.ندایش.........جهان بر افراشت .از روح پاکش......محمد .ص عین .ذات مهدیست......هدایتگر .همان روح حسین.ص.مصفاست......حسین .منی .وان .من حسین.ص.....همان روح اقدس مهدی .مولاست.ص.

صاحب الشرف.صاحب العصر.ص.خورشید باشد.ذره ای از خاکدان کوی تو .السبب المتصل .سدره المنتهی.المهدی.ص

ذات انتقام الله. ذوالبر .ذو الحلم .ذوالسیف.ذوالفقار ..رحمه الواسعه .ربانی ایاته .رجائ امه .الرشید .الرضی .الزکی .سابق .ساعه .سبب المتصل الی الله.سبیل .سرالله .سدید.سراج.سروش ایزد .سفینه النجاه  السنائ بلند مرتبه  سید .الامه .سید الخلق .سیف الله .السیف الشاهر شمشیر از نیام کشیده. شافع .شاهد .شرید .رانده شده بی پناه از شر اشرار .شکور .الشمس طالعه .شمس الظلام .اشمس الشموس . صابر .صاحب .صاحب الدار .صاحب الدین .صاحب الرجعه . صاحب الزمان. صاحب الغیبه .صاحب الصمصام .صالح .صدر الخلائق .صدق .صراط .ضرغامه .دلاور .ضیائ .طالب .جوینده خون شهید کربلا .ص.طالب التراث .میراث خواه ..طاوس اهل الجنه .طاهر .طیب .ظاهر .ظفر . عز الموحدین ..یا وارث جمیع انبیائ والمرسلین .ص .انسان کامل .مظهر کل اسمائ عظیم .خلیفه الله .عصمه الدین .المهدی .هادی کل سبل . صلوات الله وسلام الله علیه واله .

خدایا دگر ما را طاقتی نماند ز ظلم جائران..مگر محمدص رسول تو نیست.یا غیرت الله..تقهرت.بالقهر.به.فحاشا

الهی دل نمانده .ز اتش دنیای زشت خویان . سیه رویان .پلشتان ..سکر نوشان ..همه هم .کردار شان .جور .ستم .بر بیکسان .بینوایان....در اتش انداختند .اطفال ..فقیر .جهان را .....کجایند .موسی وشان .که بشکافند نیل ...غریق فرعون و الش کنند ....بشب راز داران سر عظیم ..بزاری بخواهند .ذل ....نکبت قوم فحاش . فرنگ لعین.......خدا نگونسار سازد خصمان نبی ص.ولی.ص .....که اتش زنند بر جانهای عشاق نبی ص.....کجا ما انبیای را ارج ننهاده ایم .....که دیو سیرتان بر نبی ص..این سان  جسارت کنید ...به اسمی که جهان قائم به اوست .....به نامی .که شاه عطشان ص ذاکر به اوست ...بخون با نا حق ریخته اطفال ص او .....خدایا .بقهر عظیمت .بسوزان .خصمان نبی ص.....پلشتان فحاش .قوم .لوطی صفت.. بعز جلالش .به هیبت . دیارتان .گرداب بلا  میکند...

نام.الحسن.لقب.عسکری.کنیه.ابو محمد .پدر.علی النقی..تولد.ربیع.ثانی.۲۳۲.عمر.۲۸.سال.قاتل.معتمد.عباسی.

چشم پدر به راه بود اي پسر بيا ..... تا جان نرفته از تن او زودتر بيا......... از پشت ابراي قمر فاطمي درآي‏ ......تا شب به در رود چون فروغ سحر بيا.......... هم صاحب الزماني و هم صاحب عزا..... بهر نماز بر تن پاک پدر بيا..... افتاد جام آب ز بس دست لرزه داشت‏ ........در پيکرش نمانده تواني ديگر بيا............ در احتضار باشد و چشم انتظار تست‏......... بازست اين دو پنجره بر ره ز در بيا ..........بي‌‏اشک مردم از پي تشييع آمدند............ خاکي نمانده شيعه چه ريزي در به سر بيا........ صاحب عزا به ختم حضورش مسلم است‏.......... مردم تمام منتظر اي منتظر بيا....... با ره جگر شده‏ ست و جگر پاره‏ جز تو نيست ........اي پاره جگر بر پاره جگر بيا.