در جهان از انوار علی . ص . نور موسی .برترین امد بر زمین ....،،آنکه در دامان او رضا ص پرورید ..،،،،.سلطه علم لدن  در آفرینش زد رقم ......چون رضا ص بگشود سمع وبصر..،،...شمس موسی ص دید اندر بغل ...،.،این همان دریای علم احدی ست ......کاظم . وصابر  بر علم علی است ص......، در میان اهل . فخر . تکبر . در مجلس شاهانه . هارون خست .....،،،..در میان آمد ز قرب . قاب قوسین الست .....هارون سخن بگشود من دراین جمعیت  بالا ..ز قرب احمد ص ولا ترم ......هیچکس جز من بر نبی . ص . نزدیکتر نبود .به جمع ......من سراسر قرب گاه منزل احمدم.......در اعجاب این سخن . گوشها در تحیر مانده بود ..،،،،،،موسی ابن جعفر ص .  در سخن بگشود .گفت .....،.ای که ز شاهی دم زنی و خود را مکین قرب اعلای  دوست ..،،،..چه نشان باشد ترا از شان  دوست ......،،گفت هارون  .که نبی.ص  زنده بدین مجلس اید..،،،..از تو بخواهد . .زوج مطهری ......آیا به وصال او حاضر میشوی .......گفت افتخار من وصلت نبی ص است.......آری آری . این افتخار آورم بدست ........بار دیگر  کاظم ال محمد ص سخن بگشود راست .......پرسید ز هارون از اهل مجلس با  سخن های ناب........گفت کیست دراین مجلس ..که نبی ص  نخواهد  از او . زوجی بهر خود .......سر بزیر انداخته اهل هاروتیان در شگفت......کاین چه گفت است از پور . احمد نیک سرشت ص.......هارون بگفتا از تو زوجی نخواهد موسی بن جعفر علم وثیق ....... گفتا دلیلش گو هارون . به گفت سلیس ...،.،.گفت تو فرزند دختر تویی فرزند فاطمه س .....محر می بر  خاندان . فاطمه س.......چون سخن بر این محال میدان . رسید .،....موسی بن جعفر ص .گفت آری ..پس از من بر نبی ص  مقرب تر نیست در جهان کسی  ص .....فرزند فاطمه  لوح  امامت بر قلب ماست......کی کند نامحرمی بر محرم . سبق طریق .......احمدم ... و دخت احمد ص مادرم ......امامت از نسل من است  ای هوش داران علم دقیق ......این رضا ص وان جواد ص . هادی للمضلین ... وان حسن ص . آن حجت آخرین ص . از نسل  من است ....،من همان موسی کلییم.....و وصی کل انبیای ص.،،.میلاد  موسی بن جعفر ص بر سلطان و شهنشه امامت الرضا ص و عاشقان مهر نوازش . متبرک باد ...در دو عالم ما غلامان رضا ییم ص و فرزندان او .....گر ببخشد .. آقایی کند ، سلطان طوس . ص . یا غریب الغربا .یا معین  مغمومین .مکروبین . الشفا الشفاعه . یا سریع الرضا بحق روضا ص.