بنام خدا . از اکابر حکمت فحلویون . حقیقت اسم را . نفس تجلی فعلی که کل کون . به ان همه دار تحقق متحقق است . و اطلاق اسم  بر امور عینیه در لسان خدا و رسول و اهل بیت ص. بسیار است چتانچه فرموده اند که ما هستیم اسمای حسنی الهی..الف - حقیقت اسم برای ان مقام غیبی و غیب الغیبی و سری و سرالسری است . ومقام ظهور .چون اسم علامت حق و فانی در ذات مقدس حق است  به فاردیت اقرب تر . کامل تر است دور از کثرات .واکبر کاملیت اسم احدی .احمدی ص است .  که به مقام  فیض اقدس که شاید اشاره باشد به کریمه /او ادنی / پس تجلی  به حضرت اسم الله اعظم  در حضرت واحدیت و پس از ان تجلی در فیض مقدس  است  وپس از ان تجلیات بنعت کثرت است  در حضرات اعیان  الی اخر  دار التحقق.. در این  کتابت  عرفانی . نهج . و مشرب سلوکی خود را دارا میباشد . اکابر . حکمت  اسمای الله . در تشئنات کل تکوین . اسم را به علامت هر چه از غیب امده است . و قدم به عالم وجود نهاده گذاشته و ان را از مخلوقات ذات یزدانی  و ایات پروردگار دانسته. نخستین اسم  رب و خالق است . الله .جامع جمع اسمای الله در کون جامع . که مظهرش انسان کامل . است . خلافت الهیه .نه اسم . بدون مسمای . حاوی .  تام اکمل . جامع و مانع از دخول اغیار .  استخلاف جامع . تام وکامل . از برای . ایات اعظم الهیه . برهان ربه .  غایت مقصود الهی در خلقت .نه اسم . بلا رسم . بالحد و بالحصر . حد او   مظاهر تمام نمای اوصاف .و الای الهی است   . تجلای سبحات جلال و جمال دل ارای رب عالمین است .  همان تصیر ارواحنا بعز معلقه قدسک . ان اسم را مسما باید .  کجا جوییم ان مسمای را در جماد .یا نبات . یا انسان کامل الی الله . ص که خود تعین جلال و جمال حق است به جمیع اسمای . و صاحب منصب اسم مکنون الهی . متصل است ب حبل الهی . خلقنا نورانیین  در مخزون ومکنون . که لا یعلم احد کیف هو . حیث هو . که میداند  و ما اد راک  ما امام مبین ص...جز ذات حضرت علمیه الهی کیف و کم او را نداند . .بخیالند انان که شناسایند به فیض اقدس الهی لایدرک و یوصف است . امام خدا ص. چه اهل  وحدت اطلاقیه . وچه متکلمین . بر  عین فیض الهی  بودن حضرت انسان کامل متفق و حضرت او را محال معرفت الله دانند .  عزائم الله دانند .  علم مصبوب دانند . لوای و علم منصبوب الهی دانند .  لیکن هر نهج با سلوک خود .  و فارد بودن امام ص نزد تام عارفان یکی است . اسم علو . از ان ذات علی است . که نام خداست . و عین تعین وجودی . صفاتیه . اسماییه الامام علی .است ص. نه انان که محروم از علم نبوی ص اند . این علو از علم حضرت حق است مستظهر اسم ذات علیم و اعلا . حضرت حق مغلوله نیست . که برای اسم خود مسمای . ابتیاع نکند . اسم  معلم و رب دارد . مسمایش . نبی ص و ولی الله کامل است . صاحب منصب اسم رب . رازق است به انعام . وسائط فیض الهی . .کریم است . به  عدل و احسان  بید امام مبین ص. انان که اسمای الله را تعطیل . و انان که اسمای الله را  موثر دانند .  اکابر متالهین قرانی .  اسمای الله  را محل توجه ذات حق دانسته ودر عین تمسک به اسمای .  ذات حق را موثر فی الوجود دانند . با وسائط فیض اسماییه . صفاتیه .  امام ص خود را اسمای حسنای حق داند . و ماذون از نبی و خالق است . منصوب نبی و  خالق منان است .  اسم نبی .محمد ص . باطن ان اسم ولایت است العلی ص . و ظاهر اسم ولایت .نبوت خاتم است . ولایت ونبوت . هردو . از انتعاشات اسم مبار رحمان و رحیم است . رحمان بر کل الشی . عام و گسترده و خاص و محبوب تر رحیم . باطن نبوت یعنی ولایت امیر مومنان . ص .انانکه نزد حق اقرب ترند .  رحیمیت حق انانرا احاطه نموده به ولای . باطن نبوت .  گر انکه گفتند .  نفس نفیس احمدی ص . عقل . اول بود . باطن عقل اول . نفس علوی . نور فاطمی بود . به ظهور نبی است به باطن ولی ص. امام اصله قائم ونسله دایم . الی یوم قیامه . فریقین .  بر نبوت و ولایت کتب کثیر نگاشته . بالحقیقه وصی نبی الله را ولی الله . و باب علم اورا وعای نفس مکتفیه قدسیه امام مبین.ص. دانند. یسبحون کل فی فلک .  بر مدار ذکر نبی و ولی است . لیک انسان در تغافل . بهره برند ملائکه حمله عرش زین اسمای ....چرا غافل است . منکر است . این بشر پر خطا ...اهل دانش دانند .که محققان مسلمین  در عرصه های علوم حکمت خود اهل تاملند . نه بی خبر . بدین سان جعل را از اصل تشخیص دهند . عرفان کاذب را ز اصل . افتراق نهند . هندی . کلدانی . سومری .  رومی و  مصری . کنوسی را بر منهج حق اورند . غیر مستدل . قرانی را وا نهند ...حضرت عیسی را دوست داریم ع . ولی قرار نیست  دل ز احمد.ص  مهربان .انک لعلی الخلق عظیم . برداریم بلکه  دلداده  مظهر رحمان و رحمیم . سخن احمد و ال.ص . حجت ماست .....غیر انان  بهر ما . قول خطا گر بشر ...بشر خطا پذیر است . حجت خدا ص .معصوم بالذاته. در بعض تورقات باطن اسم رحمان را عقل اول  لوح قضا..نام برده و اسم رحیم را لوح قدر . ...در نهجی دیگر اسم رحمان . بسط وجود ...و اسم رحیم .بسط کمال وجود.... رحمان به تعبیری باطن اسم اسرافیل دمنده روح ....و رحیم اسم باطن جبرییل . موکل بر تعلیم و تکمیل کل موجود . مکتوب اورده اند . /حقیر هم بیت طاهر همدانی ...توکه نا برده ای ره در خرابات ...تو که نا خوانده ای علم سموات ....تو که سود و زیان خود ندانی ....به یاران کی رسی هیهات هیهات ..اعدا عدوک نفس بین جنبک ...دشمنی بدتر از نفس اماره انسان ندارد ..هزار جهاد اصغر یک جهاد اکبر نباشد . که ذبح نفس شرور است از رازائل و زشتی ها. عرفان و معرفت الله برای تهذیب همین نفس شیطانی است . که اگر مهار نشود . هم برادر هم خواهر هم همسر و فرزندان را به راه خسران میبرد . پدر خانواده لقمه حرام بیاورد .  همه را بی حلاوت از نماز میکند .  و خسران پشت خسران . عرفان انسان ساز است . برای همه بشر . انسان سازی است .مادران پاک .و پدران پاک و فرزندانی که به امید حق اولیای الله میشوند . چقدر قدر وقیمت دارد یک ولی خدا .  یک زمین وارض  را به انسانیت صعود میدهد .   قدر بدانیم . ناصحان اولیای الله را . الهی بهجت اولیای کجاست . زر ابادی ناب کجاست . معلم پاک کجاست . عیسی نفسان کجایند . واحسرتا . .اینها را که نمی خواهند هیچ / دنبال برهنگی هستند . مادران ما نماز شب خوان بودند ما چنین روسیاه درگاه الهی ایم ..وای بر کسانی که از اساس شرع خدا را  منکرند ...بیاد دارم سردرد های مادر بزرگم ز کثرت انکه چوب بر سرش خورده بود تا چادرش ز او بر دارند ... گریه مینمود.از درد ولی فلز ایمان او ذکر حسین ص  را بر لبانش جاری مینمود .  حال عده ای  خود شرف را از خود دور میکنند.  الامان یا صاحب الزمان ص.