دلنوا نامه در شان . خلق و خوی لاهوتی امیر مومنان . سخی .کریم .وفی .سدید . علی ص.
هرکه را خواهند ز حشمت سلیمانی کنند ....باید اول خاک پای شاه مر دانش کنند .... آن شاه ...آن امام ص خدا ..منصوب شده ذات حق ..نه من و شما ...بیقدر . سلاله طین ....شبها به کوچه های شهر بهر عیادت ...بهر سخاوت ..کوله بدوش یتیمان را مرهم می نهاد ...بر همه لطف عمیم داشت حتی بر مخالفان و خصمان خود تا بدانند ...علی ص خلق و وفایش..وفا و اخلاق خداست .....مامانی بیمار نبود . نصرانی بیمار نبود مگر آنگه علی ص . ز شدت ، جوانمردی . فتوت ...به عیادت ودلنوازیش میرفت ...حال برادر مومنی در مرض میسوزد .. آنکه اشکش برای عطشان کربلا قطع نمی شود ...از او می پرسند ..خوش میگذرد ....این اخلاق کدام .مذهب و سلک است .. یقین اخلاق محمدی ص و علوی ص نیست . ...این همه شنیده ای کلام خدا و مقصود .بعثت رسولان برای اتمام مکارم اخلاق ...این است سلک تو ..به بیمار زخم زدن ...تو از شرافت ابی الائمه علی ص ...چه بو بردی ....تو که نبرده ای و چشم نگشوده ای بر باطن خویش ...چسان شناسی . دوست . تا خصم خویش . ....رحمها بینم ...رسول حق ص..مگر سرمشق تو نیست ...پوز خند بر عاشق حسین ص زدن ..تاوان دارد . ..گاه اوقات غرور انسان را تهی از فطرت الهیه میکند ...خود دانی درب های عنایت الطاف ولا ی خدا امام ص .خدا را که به متولیان وحبان خود نظر دارد ..، بدین ثمن بخس ...ز دست مده ..../////در اشعار خلیل بیگ لاهیجانی عصر صفویه ...این رباعی زیبا مکتوب است ...از ساحت کعبه تا نجف کردم سیر .....نه صومعه ای بود درآن دشت و دیر ..،،،،،دریاب .که این اشاره بی رمزی نیست.....یعنی که میان ما نمی گنجد غیر....////بحق .علی ص . امام ص.من است ..منم .غلام علی ص ..شرف دارد غلامی علی ..بر سلاطین دهر ....که هر که شد محرم علی ص ...شنود سر اسرار عشق علی ص...علی .ص .دوستان ....حسین ص .دوستان ...را با زخم زبان آزار ندهیم که آنان صاحبی . مالکی چون شاه لافتی دارند ..دل سخن پذیر نعمت است،