کشتند .نور هدایت . عقل الهی را ....شکستند لوای دانش وعلم . سبحات ذات رحمانی را. شهادت ام جواد.ص..
میان حجره غریبانه دست و پا میزد همان که روضه اش آتش به جان ما میزد میان اشهد خود گاه یا رضا میگفت و گاه مادر مظلومه را صدا میزد.... صدای ناله ی او: آه سوختم ،جگرم شراره ها به دل حضرت رضا میزد صدای هلهله و تشنگی و کاسه آب گریز روضه او را به کربلا میزد دلش گرفت برای کسی که در گودال عدو به پیکر او نیزه بی هوا میزد همین که چشم به هم میگذاشت او می دید که روی نیزه سر شیر خواره را میزد همان که سر شاه را جدا کرده سه ساله را طرفی برده و جدا میزد برای اینکه نبیند دوباره این ها را میان حجره غریبانه دست و پا میزد....اشک امان نمی دهد ..رضا رضا رضا جان ...وای از دمی . که بگو چه انداختند بدن .اطهر جواد ص .....عطر گل پیچید ز کوچه به مشام مردمان عراق.....این بود دستمزد زهرای طاهره س......که کشند جواد ص او به زهر .اهل ط العه ...چه بد سرشتند .طائفه .بی فتوتات . مامو نیان....خون شد دل رضا ص . ز اعمال . یزیدیان.....ای وای جواد ص امام ما کشته شد، ...دل رضا ص غریب طوس پاره پاره شد ....هزاران جان فدای جواد ص ، رضا ص.