بنام خدا . روز شهادت حضرت خدیجه مطهره س بر تمام مسلمین .و عاشقان نبوت.ص.عباد  صا لح حضرت حق تسلیت باد . در ایام شهادت و متفرقه این حقیر درگاه الهی برای دیدن استاد اقا خلیل اقا جان زر ابادی ولد خلف .و برهان باطنی سیدنا اقا سید موسی زرابادی قدس الله .به قزوین رفته . در اثنای  سخنان ایشان فرمودند فلانی . روزی از مقامات . ارتش . قلدر کشف حجاب .پهلوی . به قزوین منزل اقا امده که ایشان را دستگیر نزد ان قلدر ببرد . بنام سرهنگ امین . درب را زده و وارد منزل شد. اقا تعارف نموده .که یک چای بخورد . و کاغذی و قلمی همراه اورد . به این گزمه قلدر . که مامور بود . فرمود سر این درخت روبروی شما چه تعداد پرنده نشسته یک پرنده را در نظر بگیر . شکل ان پرنده را من نقاشی میکنم .اقا جان پرنده ای رسم نمودند . گفتند شبیه است گفت بله . خطی بر گردن پرنده کشیده .پرنده از روی درخت سر بریده افتاد بر زمین و شروع نمود به جان دادن . سرهنگ وحشت نموده و رنگش تغییر کرد .اقا جان فرمودند برو به این قلدر تهران و به انان بگو که انجا هر کاری می کنند . دست از سر ما بر دارند . وگرنه همه انها را بدین نحو که دیدی راحل بگور میکنم .برو .البته اقا جان گفتند اسمی را در ان شکل به رمز نوشتند . /همان سان که اولیای الله اسم احیای دارند . اسم امهاته هم دارند .  /حقیر در تامل قدرت باطنی سید اعظم متحیر . ایشان فرمودند پدرم از ۱۵ سالگی نماز شب میخواندند . مکروه هم انجام نمی دادند وای که نام گناه ایشان را می لرزاند . ایضا روز ی در سال ۷۵ خدمت ایشان رسیدم . اقایی از اهل علم با تعدادی نزد ایشان امده بودند . حقیر هم سر به زیر انداخته . اقا فرمودند شما در اذان اشهد ان علی ولی الله را چرا ارام و با صدای خفی میخوانید . اگر یک بار دیگر احوال شما بدین صورت نزد من کشف شود همان شب راهی گورستانت میکنم .بدن این فرد به لرزه افتاد . اقا فرمودند ما رعیت حضرت امیر المومنین و بلند می گوییم اشهد ان علی ولی الله . ص . ما ولایت ایشان را داریم . بلند هم می گوییم . ولایت انحضرت ولایت الله است. بلند نگوییم که بعضی ها ناراحت میشوند . بله کفار خصم با انحضرت ناراحت بشوند .ما بلند شهادت به ولایت انحضرت میدهیم. بروید خود را مهذب کنید . روزی در سال۸۳.حقیر برای زیارت قبر اقا به شاهزاده حسین رفته بعدا سر قبر اقا امدم دیدم نرده زده اند همان پشت نرده فاتحه و زیارت نمودم اقا را ..منزل اقا جان نزدیک ظهر بود رفتم . اقا فهمیدند حقیر دل شکسته هستم فرمودند دنیا محل راحتی نیست پسر . با بلا امیخته شده . صبر کن صبر سخت است ولی درخت صبر میوه های شیرین دارد . دستوراتی دادند . گفتند که برادر زاده ام امده است می گوید قبر اقا را نرده زده اند . همان لحظه تلفن ایشان زنگ خورد . عذر خواهی نمودند که چرا این کار را نموده اند .و نرده را بر داشته اند .به حقیر رو کرد فرمود موقع برگشت سر مزار ایشان  سلام مرا به پدر برسانید  .و خاطراتی از جوانی خود در باره اقا سید محمد علی الموتی تعریف نمودند . و تشرف خودشان در حرم رضوی صلوات الله . خدمت . حجت بالغه حضرت حق. ایشان میگفتند جمال الله . تمام زیبایی خدا . هزار بار بمیری باز دوست داری که یکبار دیگر ان جمال الهی را دیدار کنی . /حقیقتا بدبختیم ما که از اولیای الله . استفاده ننمودیم . خاک بر سر ما.نعمت باشد انسان غافل بماند . نعمت را تضییع کند . /ماه مقدس رمضان گرانفروشی .احتکار . شیعیان را اذیت نکنیم . بذات حق قسم . چوب و کتک خدایی دارد . گناه اثار وضعی دارد .خشکسالی . بیچاره گی و سیلی خدا . مطلبی نیست که ادمیزاد دوایش کند . استغفار . گریه . انابه . خدایا غلط کردم ببخش. قیامت اتش است . ابدی است . خاک بر سر ما پند پذیر نیستیم این محبت دنیا مارا بیچاره کرده . وگرنه نعمت چهارده نور مقدس الهی را داریم . ولی بی توفیق .غافل . خدایا اعمال و اخلاق ما را حسینی کن . یا خدیجه الکبرا کفن شما عبای پیامبر بود ص ...شاه عطشان کربلا .ص .کفن نداشت.  ای وای حسین جان ص. مارا به عطشان کربلا ببخش توفیق .جبران و عمل صالح عنایت کن . ادرک کل محبین فی عالم یا الله بحق عطش الحسین ص.