کاتبت مبتدا .به کتاب . جفر خافیه از استاد الاساتید .علم.جامع.
بنام خدا بدان که در جفر منسوب به خافیه . علمیه. حرف را درجه خوانند...سطر را اسم نامند .....زمام را برج گویند ..وحصه وباب را .بیت گویند . طرح را تکسیر گویند ....گفتند تکسیر کن .یعنی ..درجه درجه یعنی حرف حرف مطرح نما...ا...ا.ل..فا....ا..لام..فا....ا...ل...م..ی...م...فا....../از علم اکسیر جایی را گویند تکسیر کن ..درجه درجه ...وجایی را گویند ..حرف ...حرف جایی .منصوب است....جائئ .مقلوب است..... جائی صدر است ..جایی.موخر است.... محلی جایی رفع ....محلی ..خفض.......از این همه حروف خواهند در تکسیر زمام ... باب ....مخرج باب ...کنایت از سطر است وسهم ومقام .از شمس افتاب در هر برجی که ان ۱۲ سهم است ......این کتاب خافیه . منتسبه .بر سه باب ....وبر هفت کلام ....اول کبیر .....دوم ..صغیر ....سوم متصل ...........کبیر ۲۹ حرف است ....صغیر ۲۲ حرف است ..تا قرشت.....ابجد ..هوز..حطی ..کلمن...سعفص...قرشت....ومتصل هم.نیز ۲۲ حرف است...ودر باب صغیر ....۷ حرف .ندارد .ثخذ ...ضظغلا......ودر مورد متصل این حروف ندارد.....ا..د..ذ...ر....ز.....و...لا...هفت کلام ...بدست امده این بود ...غافیطوس .....طاهیثا......رشف....غیثب.....عثب....ازور.....سجع.....حال اسما الله .تعالی .واسمی ملائکه واعوان ..هر کدام بحرف دعا بیرون اید ...وحرف دعا اسما الله شش حرف است...کا اسم ..اسمه.....بسم...یسم...یسمه.......ایضا حروف دعا اسمائ ملائکه واعوان...او..عوطو....ثا..ووووووو حقیقت علم الحرف . هم خود بی انتهاست. چون موجود به زبان.حروف .مستنطق شود .یا دلالت کند .یا بر او اطلاق شود .پس چاره ای از فرار از اسم وحروف ندارد ..از ذره . فرودی وخرد .تا ثقیل ترین امر وجود..کتب جامعین علوم در کتابخانه های علمی و تدریسی .موجود ومیراث مکتوبی است.