این بانی .این ساکن .درین دنیای .دون....نای حق زد .صاحب .علم .ما لدن .....این سخن بشنو از قطب طریق....صادق .صدیق علم.ص.علم .وثیق ....حی .یقظان است .تجلای .اعلم.علم .خدا .....سر .خفی .خارج از ظلمات وهم است .....اینصادق صاحب علم .نور وصی .ص. ......خود ستائی .عجب .غرور .از مائ مهین.......اب بد بو . سلال طین .....تا کجا .مغرور باشیم زاده .غرک برب الکریم......الصلا داد .خاشع شویم سر به سجده ...عبد خالص شویم....خالصی .ومخلصی .شان .انسان کامل است.....مخلص دین خدا ..امام اکمل است.ص......رهنمای ..گم گشته گان اوای .هل خضوع داد...بر خاک وخاکیان....می نشاید .نطفه بیقدر .سر افرازی کند....قدرتش را بر خداوند .قوی ..ارزانی کند ..تند بادی .اید ..از بیخ وبن .....ریشه اش .فانی کند .....ای بسا .قوم .ثمود .عاد .ایکه ....صاحبان صخر .فخر . غرور .....غرق گشتند .همچو .سر گشته گان در مسخ.....دیوان پلشت..عجب .کبر.نخوت ..نفس فخول.....دین حق .دین احمد .مرتضا .ص.فتوت .افتادگیست....در بر شکسته گان ..مهربانی..خضوع .افتادگیست.....ان شه والا صفت .جبریل گفتا لافتی .....ان وصی انبیائ .ثقل قول ثقیل ...علم افشان جهان .ماه.انفس .افاق.ملک.وزین......هان چه شبها .بهر یتیمان .سفره ها بردی از خوان.رب.عالمین..... سفره .سر لولاک .خوان .اطعم لطف خداست...عین.العین..اطعام خداست....گفت .کافل الیتیم .اثار سبحان بود....من ولی حقم.وصی احمدم.ص.کافل کل یتیم......العلی نام حق است .من مشتق از او......نام.ابنائم..سبطین نام.حسین .ص است .از او.....والی ملک ..و ملک. کبریائ .روشن از نام ماست....خاشعان در فرقان عظیم نام ماست....هر کجا .این عباد گفت خداوند عظیم....اسم .ومسمایش...جان .ماست....اعظم اسم خدائیم.لیکن در خضوع .....وارث علم حقیم.دمادم.در خشوع ....ما امامان .وفی ..علم سدید ...ذکر گویان.سر به سجده باشیم ....در دار .رب العالمین .....زینت ما .بندگی .خالق منان بود ...بندگی ..عبد بودن ...کی توافق دارد .با کبر .عجب ..منیت.نفس لئین......اشجع الناس من غلبه  علی الهوا ....گر بر نفس خود امیری .مردی .....این ندای ما بود .در یوم خندق ..کارزار با نفس .خود بین..هرچه .غیر سبحانی بود....حق مدار .اهل قرانیم..هر کس عبد تر .اکرام تر....هر کس .خاضع تر ..او مقرب تر نزد نبی .ص.وصی.ص......ای بسا .پیشینیان .در قرب بودند .ولی از ......بند .ابلیس .وغرور .چون فتادند .در قوس نزول ......هادی قران .عین کلام الله گوید ......مومنان.وخاضعان.خاشعان....باشند .در حصن حصین....الا عباد مخلصین.....وارسته گان .از دغل های .شیطان رجیم.... هان نشان بندگی .تفرعنات نفس نیست .تبخترات .نفس نیست ...هر که والا تر .خاضع تر بود ....هر که اعلاتر ..خادم تر بود .... ان که گفتند .اولیائ الله ما خادمیم.....نی .والا.بلکه ..عبدتر .مخلص تریم....ما عرفناک قد معرفتک.وما عبدناک قد عبادتک .....مقتدا گفتست ...ما رعیتیم..چون که مولا گفته است ....عین الامر مولاستیم...عارف  .واقف به .حکم مولاستیم... .به همان مشهد .شهود ..یوم الغدیر .....عبد .مولاستیم.عبد امر خداوند عظیم....خدمت از الطاف مولا یافتیم....افتخاری از نبی .از وصی ص......در شان خدمت یافتیم....این تفرعن از نفس اماره بود .ما به .....فیض اقا .سرور .مولا...امامان وصی ص....خود رهانیدیم ...از دام .نفس شقی......ای فدای ان شاهان بی بدیل .... شمس های هدایت ...کوکب های انوار خدا ....نور علی نور گفتست ..رب عالمین در شانشان....توفیق خواهیم از خدا در راهشان....تا فدای لب تشنه عطشان شویم.ص....جام نوش ..کریم یوم التف شویم.....سرور احرار جهان .شاه فتوت ..فرزند .عصمت عظمای حق .والمرتضا ص....ملتجی .ان سر .خورشید وش بر نیزه ها ....سر .اخذ میثاق را وفا کنیم...قالو بلی را در نز د او امضائ کنیم....عقل سرخ .عالمتاب ....اواز پر جبرییل از .انفاس اوست....جان فدای نفس .وجانش کنیم...اللهم الرزقنی زیارت الحسین وشفاعه الحسین..وشهادت .فی سبیل الحسین ص...اللهم الرزقنا .محبین وشیعته الحسین.ص.حسن الدنیا والاخره..