من احب علی ص سمی فی سموات والارض اسیر الله.ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد..یا حسین جان .ص.
این اسیر الله که گفتار نبی است .....این اسارات.عین عشق الولی است ....او چو اختر .شمس لا زوال .......او چو باران .مهر .و.جود .وصال ......گل .ز روی او شاداب شد ......خاک .نیرو گرفت ..الماس شد .......اب .از سعه .علم بسیط الولی.......صد هزاران .صدف .را مروارید زخار شد.....اتش .گر .زخ نماید .شعله ور .....گرمی دهد .بر سرد تن.........قطره ای از عشق ولی .با وی امیخته ...گر .لمحه لامع ای .ز اتش عشق ولی ..دیده بودی .عالم ها را سوخته ......این چهار رکن .ناسوت .طبع العالمین ......ذره ای .دارد صور .از ...ملک ..معلا.عالین........ذات نورانی حی لایموت ..خود بجا دارد .....ولیی .وزیری .نور النور .....ما اسیران .نور ازل تا ابد .....اسیر الله .را معنا شدیم......پس چه انکار ست .ما را ....ما بفرمان خدا .عاشق شدیم.....شیعه یعنی .تام عشق مرتضی ص.....عشقبازی ..با اسیر کربلاص.......شیعه یعنی دیدن نور خدا .در جان.باطن.نور نبی.ص......این نبی .روح است .جان است .بر کل. کون.کاف .نون....این چه ایراد است .چرا شیعه شدیم....تو به شمس .خاک.باران .اتش .الفت یافتی ......ما .پران تر .زخاک.اب .باد .اتش.....نور خدا .در جان ولی .دریافتیم......این قیاس .حضور حاضر اندر حاضر است ......چون عدد ها .مجموع حاصل است .....ما به منطق .نطق .اعداد .جان.حروف...جان کائنات .را بشنیده ایم .وز می .ما اعرف .اسم ولی .جام .ولا چشیده ایم......بعد نیست این مکان .این زمان.....عقل پنج حس .ادمی .با وسع کم......هین همی داند .که بود ذی شعور ....خلقت این اضعف .خاک.اب.معترف .بر عقل .باشد .عین افتاب .......ای عزیز .این عقل .مستفاد کون.ومکان......ره نماید .جان بیدارت بسوی .عقل کل جهان..... عقل مطلق .تدبیر امور کائنات .....عقلهای .متصف .را بنور ذات .....شمس خورشید هدایت .کرد در کاینات ......این چه عقل نابیست .که ذره ها .جنبان.شدند.......ذره ذره .جسم وجان شدند .....ذره ره پوید به جوهر .در طی کمال .....نا دیده ای .خاک شده .گوهر شهدین شکر .میوه ناب .....میوه را بین.پی به بنیانش.نگر .تو صفت دیدی .ره بذاتش ببر .....ذات عشق .پیوستگی .در ذره ها .جسم.ها .تکون میکند .....اندر جهان .این جهان .صورتی در بطن خود دارد .فکور..........جان ببین .نه جسم های .بی روح .وروان...... جان عالم ها .عقل اولست . عقل اول .روح اولست ...عقل .وروح منشق .از نور .صفات...اسم دارد .صفت .اوصاف ذات....حی .وقیوم .دم به استجلا .وتجلی .....از کتم عدم ایجاد وایجاب نموده .....خلقت .حسنای .صنع حسن.......تو نور را بنگر در ذره ها ....دیده ور شور .نور را در بصر .....این وان شنودی .این سمع النور .خلاق است .صنع اوست .ذره ای خاکی .او فوق اوست....عقل عقال .فعال تکون های بی حد وحصر .میکند .اجلا .در کل تجلیات محض .... ما اسیر .این تجلیات ذات سرمدیم .....عاشقان .امام عقل مطلقیم .....عقل گوید . زعقل مطلق سر متاب .......عاشق سر الحسین ابن علی را ص. .. منکر نباش ...در ک را والا تر نما .سوی عالیین نما .....ما ز قر ان جان قران یافتیم ...سر قران .در حسین ابن علی . دریافتیم......یا رب الحسین بحق الحسین اشفع الصدر الحسین بظهوره الحجه .ص