گهرین سخنان امام سید الساجدین در باره .حق تعلیم دهنده گان علم .به متعلمین دانش . در عصری که بدویون .وجاهلیت امامان پاک را ازار میداد. در قحط هادیان وابشار وانذار دهنده گان .امامی .غریب .فرزند غریب .امامی .که زینت .نماز گزاران .وسبل .کل .طرق الی الله ومقتدای .عارفان .بمعرفت الله .بود ناطق قران عظیم.ص.و اما حق زیر دست علمى و شاگردت اینست که بدانى خدا بوسیله علمى که بتو داده و خزانه حکمتى که بتو سپرده تو را سرپرست شاگردانت ساخته و اگر در این سرپرستى که خدایت داده خوب کار کنى و بجاى یک خزانه دار مهربان و خیرخواه موال باشى نسبت ببندههایش که صابر و خدا خواه است وقتى نیازمندى بیند از اموالى که بدست او است باو بدهد، سرپرست درستى باشى و خادم با ایمانى هستى و گر نه بخدا خائن و بخلقش ظالمى و متعرض سلب او )این نعمت را از تو( و عزتش شده اى.........//گفتار مختار رسل .ص.بود بر اندیشه .وحی .خدا......حی .قیوم .صمد..عقل .اول .را محمد .نام کرد ...وز پیش..باب علومش .ایلیا .بوالحسن .را تام .کرد ....زین تمامت .در ابواب علوم .او.مدینه...شهر علم...این ولی .در وازه اش ...عقل .اول .جمع .نورنین .بنمود .در باره اش...نور او عین روح .خداست..اول ما خلق .روح .احمد ..روح.مرتضاست...مرتضا ص.علم لدن ..علم شدید القوی ...داده .بهر هادیان ..للمضلین الهدا .....انوار فاطمی س...یازده .مشرق انوار اوصاف .ذات.....شد .تجلی ..در نورانیین پاک.....یازده .صاحب .جمال .ذو الکمال....نفس .نبوت ..را دائما .در اشتداد ....از فزونی علمشان .....اوای .ملک را ...صوت .این .معجزه....این چه ..نور از امامت ساطعه ....عین النور ..علم سرمدیست ...این سلسله.....دائما .مفیوض ...از انوار .لامعه .....محو .علم .حقند .. .این امامان .وفی ..هر کدام.باشند ..از بهر احمد .ص..وصی ....این ولایت .دائم.قائم بود..علم حق .....در قلبهاشان ساکن بود....مرتضی .داده ست بهر مجتبی ص.بهر ان ...عاشق ترین...عطشان .عشق.اله....از حسین ص.مرتضا...این نور ...علم تاب شد.....از خمس اصحاب کسا ئ ......علم .شدید القوی ...در سعه .سینای .سبط طاهرینش ....اینه .دیدار .ذات شد ......ارنی .کما .هی الاشیائ......علم الیقین.عین الیقین .حق الیقین.در جان  اوصیائ ...... وارثان .علم .خدا .مستظهر .اجلا .شد.....ان تجلا .از کوه طور ...نقطه ای بود ....از شمس .علم .امام..وعائ .علم.سرمدیش.....کی توان ..مفهوم ...کتاب علیون .را فتح الباب شد ..انبیائ .وامدار علم.احمدند.ص.....هر کدام...مفیوض .از علوم......صاحب لوای .احمدند.ص.....کنت. ولیا..ادم بین .ومائ وطین .ناخواندی ای .وثیق....او ونورانین بودند...بر طارق .ساق .عرش .برترین......نور مخزون .در مکنون....تحت سرادق های عرش ....فاسکن فی ابدانهم ...وللانبیا ی نصیب. ..بهره ها بردند .زین گنجها ...جمع المرسلین.ص.......انبیائ گنجینه ..امامان .گنجور شان.........انبیائ .ایینه ....امامان .ص.منظورشان.......تا کجا گویم .اوصاف .ولی .حد .ندارد . بلا رسم است .این وسع عمیق.......چون احد .فرمود ....فی .علم .راسخون..الراسخون .فی علم....علم من نزد اینان است .ای کل البشر ...نور .مصباح ومشکات .منند .اولاد .رسل...احمد .اول بود .ص. احمدی .محمد .اوسط .بود .ومحمدی .اخر بود ...حاملین این سنقلی قول ثقیل .... .قول .منند .در قران مبین.....این امامان .ص.ناطق .عین قران.منند...باطن .روح .ونفس ....محمد.ص.حبیبان منند....من ندارم ز ایشان تفرقه.......اینان علمدار علم .منند....مهدی .محمد.ص.اخر ...گنج پر طلعت .اسمای .منست.....اسم عظمای من ...سر مکنون .لا ادراک .کل عالمین....در جان.روح ...مهدی .ص.جانان .منست..طاقت  این علم ندارد جان  خضر .....انبیائ ..شاگرد اویند .در دبستان علم....دل چه گوید زین سر عظیم....زین قول ثقیل .....احمد .پاک نهاد .ص.وصی .او .بوالحسن .ص.دانند ....این نفس نفیس ....سر خلقت را او افشا .کند .عقل ها را .بر عرش برین .مستعلا کند....حق بینان .امام خود شناسند .....ز عزائمش .گنج های معرفت .بهره بردند .از .خزائنش...عالمها فدای .نام.جان.وروح او...ناجی کل .امم...منتظرانند..اهل تقوا .نماز .خائفان ..ای هادی کل امم.ص.