شاهنشه ملک وجود ...عطشان .حی .ودود ....انباز خواست از حی لایموت ...فیضان فیض اقدسش..سبحات .نور سرمدش...جلوه گر یک ذات شد....ان جلو گاه .مستظهر .عباس .شد....شاه .الباعث .اسم الولی...از سر .لا ینجلی ....اجلا نمود .سر .قدم.افشا .نمود..من لدن....از بهر شاه ملک وجود ..یاری .دلداری ..از نور ذاتش ...اعطا نمود.....عباس .شعشه..از نور .صلب .شامخه....پور .علی .ص..شققت از اسم.اعلا شد......عباس ...بر شاه شهیدان ...ماه .شد...خورشید .تابان حسین .ص.را .ماه شد....نور .نبی .ص.ان مخبر .ذات .جلی...از اسم دادار .وجود .صاحب لوای ...علی .کرار شد .ان .زخرف .گنجینه...کل رسل... مصاحب .معاشر .دلدار شد..اسم نبوت .ظاهرش....باطن.ولی...احمد مختار شد .این.مصطفی ص.اینه خواست....ذات احد ...موجب ..ایجاد ..حیدر کرار شد...تا در مصاف .عشق .دلبری ..همدوش .ناز .النبی ص...صاحب لوای .هل .اتی ...زوج .بتول .مصطفی .ص....نفس نبی . ایلیا ..اعلا شد........مثل .نبی .والولی....در عشقبازی .دلبری....عباس .معشوقه...محبوب ..حسین.ص.دادار شد...خلقت ز عشق بنیان نهاد ...سر .لکی اعرف ..به حب ....در بزمگاه ..کربلا.....سر نوش از جام خدا ....سر ها .بسر .بر نیزه ها .....جاوید عالمتاب شد..عباس.مگو.....مروارید .دریای حسین.ص.....یم زخار . پر انوار حسین....از جان..ونور الولی...شمس نینوا بر پا شد...تا سر خلقت ..قالو بلی .افشائ کند ...اخذ میثاق .خدا .را .اجرا .کند....اجلای ..اوصاف .متصف ..با ..بی تعین های ذات .....در کربلا ..یوم عطش...بر عرشیان...اعطا کند...جند .ملک ..ملکوت اعلا .از دمش.....جبروت .را .شیدا کند...ان کبریا .که گفته شد ...اهلش را در ناسوت..ارض...عرضه به اهل سموات علیا کند....اعجاب خلقت را ببین...پور علی ص.فاطمه.س.....عالم ها را واله.شیدا .کند...ما مست گشیم .زین شرب .والای .ولی....بی تاب گشیم .از نام.جلی ....اجلای تام .اسم حق ...نامش حسین.ص.عطشان حق ..///یا رب بحق ..سر ماسوی ...عباس .دشت کربلا....ما را دمی ..ز شاه .ما..عطشان شاه کربلا.ص. جدا مکن..