روز.عاشوراست.امروز.امروز.حسین.ص.سر.میدهد.شش.ماه.اصغر.میدهد.عباس.واکبر.میدهد.قتل.الحسین.عطشانا.
تاریخ طبری.الکامل .ابن اثیر-ارشاد.مفید-اخبار.طوال-انساب اشراف-مقتل خوارزمی-بدایه ونهایه.-مروج الذهب.مسعودی-الملهوف-الفتوح -سخنان.اخرین.سید المستشهدین.سرور المتهجدین.امام.سر وعلن.امام.مغارب والمشارق.را در میدان.وادی کربلا .چنین متذکر شده اند..سخن.اغازید.ای مردمان.تبارم.به یاد ارید وبنگرید.کیستم..پس به خویشتن باز شوید واز خود گلایه کنید .وبیندیشید..ایا .رواست مرا بکشید .وگرامی داشتم بشکنید....مگر من پسر دختر پیامبرتان نیستم..مگر فرزند جانشین او.که پسر عمویش بود نیستم.همو که پیش از همه به خدا گروید.وپیامبر را در انچه از نزد پروردگارش اورد باور کرد ..مگر حمزه سالار شهیدان عمویم نیست...مگر سخن پیامبر را .درود خدا بر او..که در میان.تان زبانزد است .نشنیده اید..که مرا وبرادر مرا .فرمود..این دو سروران جوانان بهشت اند..اگر باور ندارید ..هنوز کسانی هستند که اگر در این باره از ایشان بپر سید خواهند گفت ..از جابر عبدالله انصاری بپرسید.یا بوسعید خدری.یا سهل ساعدی..تا با شما بگویند که این سخن در باره من وبرادرم از پیامبر خداوند .که درود بر او باد .صلی الله علیه وسلم.شنیده اند.ایا همین شما را از ریختن خون من باز نمی دارد...ایا شک دارید .دو دلی ..ایا یک دل نیستید .که من پسر پیامبرتان.هستم....سوگند به خدا وند .از خاوران.تا باختران..چه در میان تان.چه در میان دیگران.جز .من پسر .دختر پیامبری نیست.تنها منم .که پسر دختر پیامبر تان هستم.....به من بگوئید .به جای چه کسی که کشته ام یا به کدام خواسته ای که نابود کرده ام.یا به خون خواهی کدامین زخمی که زده ام.در پی ./کشتن.منید...سپس فرمود.ای قیس اشعث --ای شبث ربعی .ای یزید حارث .ای حجار ابجر -مگر شما ننوشتید ..مگر دعوتم.ننمودید..سبحان الله .که نامه نوشتید .به خدا سوگند .شما نوشتید.../دعوتم.نمودید.با دعوت شده چنین.می کنید..محاصره..بستن.اب.وریختن.خون./اشعث گفت بر فرمان /یزید.شراب خوار ./گردن.نمی نهی .....فرمود نه به خداوند .نه.چون خواران گردن می دهم ونه چو بردگان سر در گریز مینهم..ای بندگان./از این که سنگسارم کنید ...همانا به پروردگار خویش وپروردگار تان.وهمه جهان..پناه برده ام ...وبعد از این همه یورش اوران سوی .او شدند...فرمود اندوه ونیستی باد شما را وسختی .که مرا خواندید./دعوتم.نموده.ومن پاسخ داده پذیرفتم...برما .تیغ ها اویختید .برما اتش افروختید..با انکه هیچ.بی دادی .وستمی ننموده ام..وای نیستی تان باد...پاشیدگی از انتان .باد..ای گز داشتگان.ای گروه گناهان.ای باز دمان اهریمن .ای خاموش کننده گان .روش /سنت /های پیامبر....هان ای بی تبار .پسر .بی تبار .مرا به بیعت خوانی..میان.تیغ اختن .وخواری ساختن...وچه دور است از ما خواری/هیهات من الذله/ ما از خاندان پیامبر .گرونده کیش خداوند-از ارحام طاهر -واغوش های پاک.اهل خویشتن داری .وتقوا ..روی نا کرده به زشتی ها.دور شده جانهای ما از پلشتی ها ..خدا گرامی ندارد .که گردن نهیم.به پست.منشان./انانکه جوانان.بزرگواران.جوان.مردان.را کشته.گردن.می زنند./هیهات من الذله..تن.به این ذلت نخواهم.داد.///تمام فرق.تمام.ملل..همه درس ازاده گی از حسین.عطشان.کربلا اموختند.ص.جان.فدایت یاحسین.جانها فدایت یا حسین..ص..مظلومیت شما .مظلومیت انسانیت تا قیامت است...یا شهید .یا شافعی .یا مظلوم.یا عطشان..یا بلامعین..ای کاش عاشقانت بودند ...در قدمگاهای روح .الهیه.جان.ربوبی ات...تن.فدا .جان.فدا مینمودیم.فیا لیتنی کنت معک..ای فرزند زهرای بتول .س.قره العین الرسول..الشفاعه..یا شفیع امت .رسول الله.ص.بحق .اطفال تشنه..سیلی خورده.اصغر .شش.ماه ات.ص. الشفاعه.یا شفیع.ص